تبليغاتX
گروه کوهنوردی آرامدلان زنجان - برنامه تراورس دماوند به علم كوه
آشنایی با کوه ها و طبیعت استان زنجان

 

به نام خدا

گزارش برنامه تراورس دماوند به علم كوه گروه آرامدلان زنجان

19/5/87 لغايت 29/5/87

فروردين ماه امسال بود كه تصميم گرفتيم براي تابستان يك برنامه جون دار اجرا كنيم . همچنين مدت ها بود كه در نظر داشتيم تراورس دماوند به علم كوه را نيز اجرا كنيم درنتيجه تصميم بر اجراي همين برنامه شد. البته اين برنامه بارها در ايران توسط گروه هاي سرشناس و كوهنوردان خوب كشورمان با موفقيت اجرا شده بود . حتي خود من نيز در سال 83 بهمراه 3 كوهنورد خوب همشهري براي اجراي اين برنامه تلاش كرده بودم اما در همان ابتداي برنامه من و يكي از همنوردان از ادامه برنامه منصرف شديم ! چرا ؟ بماند !!

سال گذشته نيز شهرام و افشين از بچه هاي گروه خودمان به همراه آقا رضا عسگرلو 3 نفره دل رو به كوهستان زدن و رفتن و تا اينكه به خلنو رسيدن و به هزار و يك دليل كه از مهم ترين آنها شرايط جوي نا مساعد بود از ادامه مسير باز ماندند.

و اما امسال :

روز يكي مانده به اول (جمعه  18/5/87):

     بعد از استقبال گرم و اميد دهنده ديگرافراد گروه فقط از زنجان كنديم و رفتيم تا پاي دماوند . بعد از ظهر بود كه در جبهه شمال غربي روي دشت وسيع سرداغ (برف بن ) كنار چادر ييلاقي هاي آملي كمپ را برقرار كرديم (ارتفاع :‌3560 متر) . فقط خورديم و خوابيديم و خستگي مسافرت ماشيني را برطرف كرديم .

 

روز اول (شنبه 19/5/87):

    ساعت 30 : 4 بامداد بيدار باش . كوله حمله يكروزه  را ديشب جمع كرده بوديم . صبحانه را ميل و ساعت 00 : 06 حركت را به سمت دماوند آغاز نموديم . از محل كمپ تا پاي دامنه و محل استارت صعود 45 دقيقه طول كشيد . جبهه صعود هم كه قبلاً گفتم ، شمال غربي . بدون مسير پاكوب و از هرجا كه راحت تري . هوا هم كه خوب خوب . عجله اي نداريم و آرام آرام مسير صعود را طي مي كنيم تا اينكه ساعت 40 : 14 روي قله دماوند ( ‌5671 متر) هستيم . 20 دقيقه توقف در قله و انداختن چند عكس .  سپس راهي مسير برگشت شده و ساعت 20 : 18 به پاي كوه مي رسيم و پس از استراحتي جون دار به سمت محل كمپ راهي شده و 30 :‌ 19 مي باشد كه به كمپ مي رسيم . خسته و كوفته بدون صرف شام فقط مي خوابيم .

 

روز دوم (يكشنبه 20/5/87) :

   ساعت 30 : 07 از خواب بيدار مي شويم . ديروز صعود خوبي را به قله دماوند داشتيم و چون ديشب شام نخورديم كلي به خودمان مي رسيم . بدون عجله وسايل را جمع آوري مي كنيم و ساعت 10 : 11 مي باشد كه راهي دره رودخانه دليچاي شده تا از آنجا سوار بر كوه ورارو شويم . دقيقاً در سمت غرب ما و  در امتداد دشت سرداغ قله ورارو به چشم مي خورد . ساعت 10 : 12 پس از عبور از سنگ لاخ مسير موجود به دره رودخانه دليچاي فرود مي آييم .  به دليل بارندگي هاي كم زمستان گذشته رودخانه كم آب مي باشد و ما به راحتي مي توانيم از آن عبور كنيم . از سمت شمال شرق صعود را به قله ورارو آغاز مي كنيم . دامنه شرقي ورارو به دليل صخره اي بودن و با توجه به اينكه كوله ها بسيار سنگين هستند براي صعود مناسب به نظر نمي رسد . پس از استراحتي در اواسط راه ساعت 30 :‌14 روي بلنداي قله ورارو هستيم (4000 متر) . براي مدت يك ساعت جهت استراحت و صرف نهار در كنار قله توقف مي كنيم و سپس ادامه مسير به سمت شرق و از روي خط الراسي به سوي قله اسپيدز (4050 متر ) . ساعت 00 :‌16 نيز به اين قله رسيده و با كمترين توقف راهي گردنه مابين اين قله و قله سه سنگ مي شويم . هنوز يك ربع نشده است كه از قله اسپيدز فرود آمده ايم و تازه در ابتداي گردنه مي باشيم كه چندين چشمه در فضايي از چمن زار در اين محل موجود مي باشد .  مكان را براي اتراق مناسب ديده و به دليل اينكه هنوز خستگي صعود ديروز به دماوند از تن ما خارج نشده است تصميم بر اين مي شود كه شب را در همين مكان بمانيم.

  

روز سوم (دوشنبه 21/5/87 ) :‌

     ساعت 30 : 05 بيدار مي شويم . صبحانه را صرف و پس از جمع آوري وسايل ساعت 30 :‌07 حركت به سمت قله سه سنگ شرقي آغاز مي شود . گردنه را طي كرده و به يال بلند و شيب دار اين قله مي رسيم ، صعود را بدون توقف شروع كرده و ساعت 30 : ‌08 ميباشد كه به قله اي فرعي نرسيده به سه سنگ شرقي مي رسيم . در ادامه مسير بايستي تيغه اي كوچك را پشت سر بگذاريم كه وزش باد و بارش رگباري باران كمي بر سختي كار مي افزايد ،  با احتياط از اين تيغه  عبور كرده و پس از صعود از يال كوتاهي كه وجود داشت نهايتاً ساعت 10 : 09 به قله سه سنگ شرقي مي رسيم (‌4050متر) . 20 دقيقه استراحت مي كنيم و به سمت گردنه مابين سه سنگ شرقي و غربي راهي مي شويم . قله صخره اي و بلند سه سنگ غربي با اين وضع كوله ها غير قابل صعود مي باشد . به گردنه مابين اين دو قله سرازير مي شويم . روي گردنه صخره هايي سد راه ما شده اند . كمي درگير مي شويم تا از گردنه عبور كنيم ولي بي فايده است و ريسك نمي كنيم . بازگشته تا از شن اسكي پر شيب سمت جنوب گردنه به كفي پايين آن رسيده و از سمت جنوب اين قله سرسخت را دور بزنيم . كمي فرود آمده و باز هم به دليل شيب زياد و كچل بودن شن اسكي ريسك نمي كنيم و دوباره به گردنه باز مي گرديم . تنها راهي كه مانده است بررسي سمت شمالي گردنه است كه پوشيده شده از صخره هايي پر ارتفاع . بدون كوله راهي شده تا حداقل بتوانيم از ميان اين صخره ها كوره راهي به سمت سه سنگ غربي پيدا كنيم . تا اواسط گردنه مسير مناسبي موجود مي باشد ولي سرانجام پرتگاهي ...  شمال ، جنوب و مسير مستقيم غربي به ما راه نمي دهند . يك ساعت نيم درگيري ما براي پيدا كردن راهي براي عبور از گردنه تلف شده و همه بي فايده ، بايستي برگرديم به روي قله سه سنگ شرقي تا از طرف ديگر اين قله به سمت شمال فرود بياييم و از كفي پر عمق شمالي قلل سه سنگ را تراورس كنيم . اين كار را مي كنيم و از سمت شمال غربي قله سه سنگ شرقي به سمت دشت شمالي فرود مي آييم . چيزي حدود 500 متر از ارتفاع كم مي كنيم و ادامه مسير را از سمت شمال و از زير تيغه هاي گردنه اي كه به ما راه نداده بود در پيش مي گيريم . كار تمام نشده چرا كه يال شمالي سه سنگ غربي در امتداد ماست كه بايد آن را صعود و از سمت ديگر آن فرود بياييم . اين زحمت را هم به جان خريده و مي گذريم . اينك قله تخت برف در سمت چپ ما (جنوب) و قله اريم نيز در سمت راست (شمال) مي باشد . از يال موجود به سمت تخت برف صعود مي كنيم و اين در حالي است كه بسيار خسته شده ايم . ساعت 30 :‌15 مي باشد كه روي تخت برف هستيم (4080 متر) . وقت را تلف نكرده و سريعاً به سمت گردنه مابين تخت برف و قله مخروط سر راهي مي شويم . نيم ساعت بعد يعني ساعت 00 : 16  روي گردنه  به چشمه اي كم آب مي رسيم و به علت خستگي فراوان تصميم به برقراري كمپ در همين مكان (ارتفاع :‌4035 متر) مي گيريم . قابل ذكر است كه اين گردنه انحرافي  به سمت شمال دارد و قله اريم نيز در سمت شرق مخروط سر با گردنه اي كم افت به مخروط سر متصل است كه در امتداد مسير ما نيست . خلاصه شب را در همين محل سپري مي نمايم .

   

روز چهارم (سه شنبه 22/5/87)   :

      ساعت 30 : 05 بيدار مي شويم . وسايل را جمع كرده و پس از صرف صبحانه ساعت 15 : 08 مي باشد كه به سمت شمال و قله مخروط سر راهي مي شويم . از امتداد سينه غربي قله اين كوه را دور زده تا به يال سنگي و كم و بيش درگيري دار دوخواهران كوچك (شرقي) مي رسيم . صعود را بدون توقف آغاز نموده و در حالي كه هوا بسيار عالي مي باشد ساعت 45 : 09 به قله دوخواهران كوچك مي رسيم (4300 متر) . يك ربعي استراحت و به سمت دوخواهران بزرگ (غربي) راهي شده . با يك افت و خيز كوتاه در كمتر از يك ربع روي دو خواهران بزرگ هستيم  (4338 متر) . توقفي كوتاه و انداختن چند عكس و كمي تغذيه سپس حركت . از شن اسكي كفي پشت اين قله به محوطه اي مسطح رسيده كه در انتهاي آن به تيغه هاي سنگي و گرده اي تخت خرس متصل مي شود . پس از عبور از اين تيغه ها ساعت 30 :‌11 نيز روي قله تخت خرس هستيم (4178 متر ).  ادامه مسير به سمت قله چپكرو و در امتداد خط الراسي كم افت و خيز و نسبتاً طولاني به سمت غرب مي باشد . پس از اينكه از شن اسكي پشت تخت خرس فرود مي آييم كمي جلو تر در سمت شمال روستاي بلده در دوردست مشاهده مي شود . آنتن موبايل در اين ناحيه فراهم است . جهت تماس با خانواده ها مدتي را در اين محل توقف مي كنيم و سپس راهي شده و نهايتاً ساعت 15 :‌13 مي باشد كه به قله چپكرو (4260 متر) مي رسيم . خط الراس در اين محل تمام مي شود . 45 دقيقه استراحت و از سمت جنوب اين قله و از شيب تندي كه دارد فرود مي آييم . در پايين تپه هايي در امتداد شمال به جنوب موجود مي باشد كه به سمت گردنه قو ادامه دارند . پس از رسيدن به كفي گردنه مابين چپكرو و اين تپه ها جهت صرف نهار 40 دقيقه توقف مي كنيم و سپس حركت . از روي اين تپه ها به سمت غرب تراورس مي كنيم تا به گردنه قو مي رسيم . از گردنه به سمت غرب ادامه مسير داده و در گردنه بعدي به نام گردنه كبود ، در محلي مناسب كمپ را برقرار مي نماييم . سمت چپ ما (جنوب) سياه چادرهاي سفيد آب در پايين ديده مي شود . دشت سفيد آب و يال صخره اي خاتون بارگاه نيز بعد از اين سياه چادرها قابل مشاهده هستند. براي تهيه آب مورد نياز امشب و فردا حدود 200 متري به سمت دره شمالي سرازير شده و پس از صرف حدودا يك ساعت از چشمه بسيار كم آب با زحمت گالن خود را پرمي كنيم .

قابل ذكر است امسال به دليل بارندگي كم ، كل منطقه البرز كم آب بوده كه به همين خاطر براي تهيه آب مجبور بوديم وقت و انرژي زيادي را صرف كنيم كه در ادامه گزارش به آن اشاره مي شود .

 

روز پنجم (چهار شنبه 23/5/87)   :

    ساعت 30 : 05 بيدار مي شويم ، صبحانه را صرف و كمپ را جمع آوري كرده و ساعت 45 : 07 حركت را در امتداد خط الراس كم ارتفاع به سمت غرب ادامه مي دهيم . در امتداد اين مسير كم افت و خيز و تپه اي از قله سينه خاص (‌3586 متر) عبور مي كنيم  و به گردنه اي مي رسيم . اينك ادامه مسير به سمت شمال غرب منحرف مي شود  كه در امتداد آن قله اي نسبتاً مرتفع ديده مي شود ، اين قله سودر مي باشد . در اين گردنه كمي استراحت مي كنيم . در سمت چپ ما دشتي سرسبز مي باشد كه محل اسكان دامهاي ييلاقي هاي افغاني مي باشد. ادامه داده و به پاي يال كشيده و پر شيب سودر مي رسيم كه مجددا مسير ما را به سمت غرب منحرف مي كند . صعود از اين يال حدود 45 دقيقه طول مي كشد و نهايتاً ساعت 05 : 11 به قله سودر (3870 متر) مي رسيم . از روي اين قله خط الراسي طولاني به سمت غرب مشاهده مي شود كه نهايتاً به قله نسبتاً بزرگ و هرمي شكل پالون گردن منتهي مي شود . (اين قله با نوارهاي سنگي اريب داري قابل شناسايي مي باشد كه دقيقاً در انتهاي خط الراس مي باشد ) . ظاهراً ادامه مسير تا قله پالون گردن كوتاه مي باشد . طبق نقشه اي كه مانيز به همراه داريم اين چنين به نظر مي رسد. ما نيز به همين خيال پس از مدتي استراحت در قله حركت را آغاز مي كنيم . بر خلاف آن چيزي كه فكر مي كرديم مسير اين خط الراس پر افت و خيز و پر از قله هاي فرعي    مي باشد . قله هاي سينه زا  ( متر 3933) را در ساعت 10 : 12  ، ارس بزان (3730متر)  و قلة قبله ( 3878متر) را در ساعت       40 : 13پشت سر مي گذاريم ، انرژي و وقت زيادي را صرف كرده ايم و به دليل مسير طولاني باقي مانده تا پالون گردن و كمبود آب منطقه تصميم مي گيريم در گردنه اي نرسيده به ميش چالك كمپ را برقرار نماييم . از محل كمپ در روي گردنه تا دسترسي به آب فاصله اي به عمق يك دره عميق مي باشد . پس از قرعه كشي حميد و شهرام مسئول مي شوند تا از اين دره پر شيب سرازير شده و از كف آن گالن را پر كرده و به محل كمپ باز گردند . اين امر حدود 2 ساعت و نيم به طول مي انجامد و خستگي زيادي را به خستگيهاي قبل بچه ها مي افزايد . سپس شام را آماده و پس از صرف مي خوابيم . قابل ذكر است كه در اين محل آنتن موبايل نيز موجود مي باشد .             

    

روز ششم (پنج شنبه 24/5/87)   :

     به علت مسير پر افت و خيز و طولاني ديروز و درنتيجه خستگي فراوان ، ساعت 30 : 06 از خواب بيدار مي شويم و ساعت 45: 08  حركت را آغاز مي كنيم . قله ميش چالك (4000 متر)  اولين درگيري ما مي باشد . سپس چندين قله فرعي كه در امتداد هم هستند با افت و خيزهاي نزديك به هم در امتداد مسير مي باشد . بر خلاف آنچه كه نقشه به ما نشان مي داد از گردنه خبري نيست و مي بايست اين قله ها را بالا پايين كنيم تا به يال اصلي پالون گردن برسيم . هوا گرم و  وزش باد بسيار كم مي باشد .  مسيري را كه تا به اينجا طي كرده ايم بسيار طولاني تر از آنچه بود كه قبلاً فكرش را مي كرديم. سرانجام ساعت 10 : 14 مي باشد كه پس از خستگي فراوان به يال اصلي قله پالون گردن مي رسيم ، 45 دقيقه استراحت مي كنيم و مسير صعود را از سر مي گيريم . يال طولاني اين قله تمام شدني نيست و آرام آرام به حركت خود به سمت بالا ادامه مي دهيم . در امتداد مسير ما تا به اينجا در سمت چپ منظره اي از غول هاي البرز مركزي نمايان است ، خاتون بارگاه ، خرسنگ ، جانستون ، وزوا ، برج ، خلنوها و در پشت آنها سركچال ها . بالاخره يال پالون گردن (‌4256متر) به انتها مي رسد و ساعت 50 : 16 مي باشد كه به قله سرسخت آن مي رسيم . از روي اين قله مختصات تمامي مسير طي شده و باقي مانده ما و حتي اكثر قله هاي مرتفع البرز به وضوح قابل تشخيص مي باشد. ميبايست چند عكس با پرچم يادبود بياندازيم  . عكسها را انداخته و به سمت گردنه مابين اين قله و نرگس سرازير مي شويم . منطقه بسيار خشك است و از آب خبري نيست . يك ربع بعد روي گردنه مي رسيم . حدود 3 ساعتي به تاريكي هوا باقي مانده است . در امتداد خط الراس نرگسها به سمت آزاد كوه از آب خبري نيست و تنها كاري كه مي شود كرد اين است كه قله اصلي نرگس را بدون كوله صعود كنيم . در نتيجه كوله ها را روي گردنه مي گذاريم  و قله نرگس (4206متر) را در كمتر از يك ساعت صعود و به گردنه باز مي گرديم . كوله ها را برداشته و به خاطر آب به سمت دره سرازير مي شويم . از شن اسكي و سنگ لاخ پاي گردنه كم كم به كف مي رسيم . آب در ابتداي دره موجود نيست و مسير رودخانه اي آن خشك مي باشد . اجباراً  به سمت پايين حركت كرده و رفته رفته  به عمق دره افزوده مي شود و مسير خط الراسي كه مي بايست فردا به روي آن برويم پر ارتفاع تر . سر انجام پس از اينكه حدود يك ساعتي مسير را ادامه داديم به سرچشمه  آب رودخانه مي رسيم . اكنون در سمت راست ما امتداد خط الراس نرگسها به گردنه گون پشته و از سمت چپ يالي موجود مي باشد كه به خط الراس متصل به خلنو منتهي مي شود.  چيزي به تاريكي هوا نمانده است . به خاطر ناهمواري اطراف دره اجباراً محلي را براي استقرار كمپ پيدا كرده كه كمي داراي شيب مي باشد . سريعاً كمپ را برقرار مي كنيم و دقايقي بعد هوا به كلي تاريك مي گردد. امروز مسير طولاني و پر افت و خيزي را سپري كرده بوديم . در واقع سخت ترين و طولاني ترين روز برنامه ما تا به اينجا به حساب مي آمد . شام را صرف كرده كمي دير تر از شبهاي گذشته به كيسه خوابها مي رويم .

 

روز هفتم (جمعه 24/5/87)   :

   امروز جمعه است . طبق پيش بيني هاي انجام شده نيمي از مدت كلي برنامه به اتمام رسيده و نيمي ديگر باز مانده است . با توجه به طولاني بودن مسير ديروز و همچنين شش روز  برنامه با كوله هاي سنگين امروز براي ريكاوري بدن پس از اين  فشار چند روزه تصميم بر اين بود كه تا ظهر استراحت كنيم و با نيروي بيشتري به استقبال ادامه مسير برويم . درنتيجه ساعت 10 : 08 از خواب بيدار مي شويم  و پس از يك استراحت خوب و كافي مشغول آماده كردن و صرف صبحانه مفصل و همچنين نظافت كلي مي شويم . هوا خوب و آفتابي مي باشد . كم كم  كمپ را جمع كرده و ساعت 00 : 11 مسير را از دره به صورت اريب به سمت گردنه گون پشته و روي خط الراس آغاز مي كنيم . شيب تند مسير پس از عبور از سينه كوه با سنگ لاخ مواجه مي شود كه صعود از آن مشكل و طاقت فرسا مي باشد. سرانجام ساعت 30 : 12 نرسيده به گردنه  به روي خط الراس مي رسيم. دو كوهنورد روي خط الراس منتظر رسيدن ما هستند و با رسيدن به آنها و چاق سلامتي به گفتگو مي نشينيم و ناهار را مهمان همديگر مي شويم ، آزاد كوه هم در سمت شمال غربي قد علم كرده و نظاره گر ورود ما به منطقه اش مي باشد . سپس حركت را به سمت گردنه آغاز مي كنيم . آقايان بهنام كرمي و حميد صمدي دو كوهنورد خوب كرجي و تهراني هستند كه ديروز از خلنو استارت زده بودند و از اينجا به بعد تا پاي كاسه كمانكوه با ما هم مسير مي شويم. قابل ذكر است كه روستاي ناحيه در سمت راست قابل مشاهده و همچنين آنتن موبايل نيز برقرار مي باشد . ساعت 43 : 14 به گردنه گون پشته (3640 متر)مي رسيم مسير را ادامه داده و پس از عبور از قله آلرگنو (3792 متر)  از مسير سنگي و درگيري دار يال منتهي به كهنو كه رفته رفته بر شدت درگيري آن افزوده مي شود به سمت قله راهي مي شويم . نرسيده به قله و در 200 متري آن بارش رگبار از سمت غرب به منطقه نزديك مي شود . بارش آغاز شده و رعد و برق جان ما را در روي گرده هاي سنگي اين كوه تهديد مي كند ، در نتيجه حدود 50 متري ارتفاع كم كرده و از ساعت 00 : 17 الي 45 : 17 در زير نايلوني كه براي اين شرايط به همراه آورده بوديم پناه مي بريم . پس از اتمام بارش راهي شده و ساعت 35 : 18 به قله كهنو (4082 متر) مي رسيم . قلل اين منطقه از گون پشته به بعد  صخره اي مي باشد و همراه با درگيري است . بدون توقف حركت را ادامه داده و در حالي كه هوا بهتر شده است به قله يخچال( 4194متر) مي رسيم . راهي شده و در گردنه اي صخره اي براي لحظه اي كوله ها را از دوش برداشته و سريعاً قله سرماهو (‌4165متر)را نيز صعود مي كنيم . ساعت 44 : 19مي باشد و تا لحظاتي ديگر هوا تاريك مي شود . امتداد خط الراس را ترك مي كنيم و  از سمت شمال از مسير شيب دار و شن اسكي موجود به طرف كاسه كمانكوه كه در پاي آن قله مي باشد سرازير مي شويم. در بين راه با خرسي مواجه مي شويم كه به سرعت متواري شده و فرصت نمي دهد  تا عكسي از آن در دوربينمان ثبت كنيم . لازم به ذكر است كه دو قله كمانكوه و سوتك بزرگ به دليل صخره اي بودن فاقد مسير نرمال كوهنوردي مي باشد و همچنين با توجه به انحرافي بودن مسير آن در امتداد مسير تراورس نمي باشد. سر انجام ساعت 40 : 20 به كاسه مذكور رسيده و در روبروي ما قله آزاد كوه با ابهتي عجيب در مقابل ديدگان مي باشد .كمي پايين تر در منطقه چمني موجود كمپ را در حالي برقرار   مي كنيم كه هوا مدتي است كه تاريك شده . اين محل با شيبي ملايم به گردنه چورن متصل مي باشد و اين گردنه نيز به يال جنوبي آزادكوه منتهي مي شود . شام را نيز مانند ناهار مهمان همديگر مي شويم و ساعتي بعد شب مرطوب و بسيار سرد منطقه را سپري    مي كنيم .

 

روز هشتم ( شنبه 25/5/87)   :

بامداد امروز ساعت 00 : 06 بيدار مي شويم . صبحانه را مهمان بهنام و حميد هستيم . مسير آنها به سمت آزادكوه است و مسير ما به سمت گردنه كندوان و به ناچار وقت خداحافظي مي باشد . اين مراسم كمي به طول مي انجامد و از آنجا كه مسير نچندان سختي را در پيش داريم عجله نيز نمي كنيم . سر انجام ساعت 30 : 09 حركت را در مسير پاكوب و كفي موجود كه  به سمت غرب ادامه دارد آغاز مي كنيم. در امتداد اين مسير كم افت و خيز و مساعد در سمت جنوب (چپ) قلل صخره اي كمانكوه و سوتك قابل مشاهده است . نيم ساعت بعد به گردنه سوتك مي رسيم كه بعد از عبور از آن آزاد كوه ديگر ديده نمي شود . در ادامه مسير پا كوب چشمه اي با آب گوارا ما را مجبور مي كند كه يك ربعي توقف كنيم . سپس راهي شده و دقايقي بعد به گردنه اي ديگر مي رسيم كه در امتداد يال جنوبي آتش سنگ قرار دارد ، بعد از آن مسير ما نيز به سمت دره چشمه شير كمر سرازير مي شود . قلل سرخاب بزرگ و كوچك در سمت راست قابل مشاهده هستند و در واقع ما از پاي دامنه آنها در حال حركت هستيم. در ادامه مسير اين دره كه با شيب زياد به دره وارنگ رود نيز منتهي مي شود يك كلبه با سقف ايرانتي كه متعلق به شكاربان (مأمور محيط زيست) مي باشد به چشم مي خورد . به آنجا رفته و از جواني كه به عنوان مأمور در كلبه ساكن بود توضيحاتي در مورد ادامه مسير به سمت تونل و گردنه كندوان مي پرسيم . با راهنماييهاي او راهي شده و كمتر از يك ساعت بعد به رودخانه وارنگرود مي رسيم و ناهار را در همان جا صرف مي كنيم . هوا گرم و آفتابي و ارتفاع نيز بسيار پايين تر از روزهاي پيش مي باشد . با توجه به نشاني هاي آن جوان شكاربان بايد مسير را در امتداد رودخانه و در جهت جريان آب به قدري ادامه بدهيم تا به دو چشمه در كنار هم برسيم كه از يكي آب عادي و از ديگري آبي با بوي نامطبوع خارج مي شود. كمتر از نيم ساعت بعد به آنجا رسيده و مسير را به سمت شمال منحرف و در امتداد آبراهه اي به بالا صعود مي كنيم. پس از 50 دقيقه صعود مسير را از پاي قله دونا به سمت غرب و گردنه كندوان منحرف مي كنيم . از اينجا در امتداد غرب دكل هاي فشار قوي برق به چشم مي خورد كه نزديك شدن ما را به تونل وعده مي دهند ، همچنين در امتداد مسير كارگاه گچي نيز وجود دارد كه بعد از آن به گردنه كندوان مي رسيم . جاده در سمت شمال ديده مي شود ولي ما از سمت جنوب گردنه به سمت تونل پايين مي رويم . ساعت 00: 19 مي باشد كه به كنار تونل مي رسيم و شب را نيز در كنار آش فروش ها پس از صرف آش سپري مي نماييم .

 

روز نهم ( يكشنبه 26/5/87)   :

    ساعت 00 : 07 از خواب بيدار مي شويم وسايل را جمع و پس از صرف يك عدسي داغ كه آش فروشهاي تونل مي فروختند حركت را آغاز مي كنيم . هوا خوب است و مي بايست خودمان را از جاده انحرافي تونل به سمت دكل هاي بالا برسانيم تا مسير را شناسايي كنيم. پس از رسيدن بروي كوه هاي تپه اي بالاي جاده مسير را در امتداد دكل ها در پيش گرفته و ساعتي بعد در پايين روستايي را مشاهده مي كنيم . به سمت روستا سرازير شده و از اهالي آنجا متوجه مي شويم كه نام روستا آزادبر است. پس از بررسي نقشه و GPS متوجه مي شويم مسير را اشتباه آمده ايم . اكنون ما در عمق دره اي واقع هستيم كه روستاي آزادبر در آنجا مستقر است و براي ادامه حركت مي بايست مسير را به سمت شمال منحرف و از كوه هاي شمالي روستا مجدداً صعود نماييم . پس از توقفي در روستا و تجديد قواي مختصري ادامه داده و كم كم خود را به گردنه بالاي روستا مي رسانيم . اين بار امتداد مسير پا كوبي را در پيش مي گيريم كه ما را به سمت گردنه اي ديگر هدايت مي كند . قبل از صعود به گردنه براي ناهار مدتي را توقف مي كنيم سپس راهي شده و هنگامي كه به بالاي گردنه مي رسيم مسير پا كوب به دو راهي مي رسد . در امتداد مسير پاكوب سمت راست تابلويي در روبرو توجه ما را جلب مي كند . نزديك شده و متوجه مي شويم مربوط به راهنماي مسير دره اندرسم مي باشد .  علم كوه و قلل مرتفع اطراف آن نيز از روي اين گردنه به وضوح ديده مي شود ، با توجه به تماسي كه از روي گردنه كندوان با آقاي نجاريان براي شناسايي منطقه گرفته بوديم به نظر مي رسد اولين كوههاي مرتفعي كه در آن منطقه به چشم مي خورد لشگرك ها باشند (دريغ از اينكه سه روز آينده متوجه مي شويم كه آن قلل مرتفع زرين كوه ((ماسه چال)) مي باشد نه لشگركها ) . روحيه ما با ديدن اين مناظر  مجدداً مضاعف    مي شود . به دوراهي بازگشته و از مسير پاكوب سمت چپ حركت را به طرف منطقه تخت سليمان در پيش مي گيريم ، ساعت حوالي   30 :‌16 مي باشد . امتداد مسير بروي خط الراس مي رود ولي ما تصميم مي گيريم بجاي اينكه از روي آن حركت را ادامه دهيم به سينه جنوب غربي آن رفته و از مسير مالرويي كه به علت عبور دامها بوجود آمده است به حركت خود ادامه دهيم . حوالي ساعت     30 : 17 به چشمه اي مي رسيم ، توقفي نيم ساعته كرده و ادامه مسير را در پيش مي گيريم . در امتداد دره اي كه در سمت چپ ما مي باشد يك جاده خاكي مشاهده مي شود كه  نهايتاً نرسيده به گردنه اي مسير جاده به مسير ما مي پيوندد. از روي جاده نيم ساعتي حركت را ادامه مي دهيم . ساعت 30 : 19 مي باشد و ساعتي ديگر هوا تاريك مي شود درنتيجه تصميم مي گيريم كمپ را كنار آبراهه برقرار كنيم . در منطقه اي چمني چادر را بر پا كرده و شب را همانجا در كنار جاده و پايين گردنه سپري مي نماييم .

 

روز دهم ( دوشنبه 27/5/87)   :

    ساعت 30 : 05 از خواب بيدار مي شويم . صبحانه را صرف و كمپ را جمع مي كنيم و ساعت 30 : 07 حركت را از امتداد جاده خاكي به روي گردنه ادامه مي دهيم . دقايقي بعد روي گردنه هستيم . روبروي ما كوههاي منطقه علم كوه كه از روي گردنه ديروز مشاهده مي كرديم با فاصله اي نزديك تر جلوه مي كنند . اولين كوه مرتفعي را كه امروز مي خواهيم در امتداد خط الراس به سمت آن حركت كنيم ماسه چال مي باشد (كه به نظر ما لشگرك است). مسير كمي طولاني مي باشد ، ولي مي بايست آن را تا قله مدنظر ادامه دهيم. كمي جلوتر از مسير جاده خاكي روي گردنه جدا شده و امتداد خط الراس مذكور را در پيش مي گيريم . اين مسير در ابتدا كم افت و خيز ولي طولاني مي باشد كه كم كم از ارتفاع آن نيز كاسته مي شود . در انتهاي خط الراس افت و خيزها به هم نزديك تر و پر شيب تر مي شوند و در نهايت به يال سه كنج در كنار قله زرين كوه (ماسه چال)منتهي مي شود . با كمترين توقف حركت را ادامه مي دهيم . يال كشيده و شيب دار سه كنج ذهن ما را به خود مشغول كرده است كه آيا امروز مي توانيم تا قله آن را ادامه دهيم يا نه ؟

     ساعت 50 :‌14 مي باشد و ما مسير طولاني خط الراس را به پايان رسانديم ، اينك يالي كه قبلاً توصيف آن را كرده ام در روبروي ما مي باشد و ما نيز به اندازه كافي خسته شده ايم . كمي استراحت مي كنيم و ناچاراً با مسير يال بلند سه كنج در گير مي شويم . آرام آرام حركت را به سمت بالا ادامه مي دهيم . مسير يال در ابتدا از شن اسكي هاي ريزي پوشيده است و پس از آن به منطقه اي مي رسيم كه جنس آن گچي و سفيد رنگ مي باشد . پس از عبور از منطقه گچي در انتهاي يال شيب بيشتر و عبور از شن اسكي آن به شدت سخت مي شود و همين امر موجب مي شود كه وقت و انرژي زيادي را در اين قسمت صرف كنيم تا به قله برسيم. ساعت 00 : 17 مي باشد كه روي قله هستيم . به نظر ما قله اي كه هم اكنون بر روي آن ايستاده ايم دال زور مي باشد كه با گردنه اي كم عمق به لشگرك متصل شده . اما در واقع ما روي قله سه كنج هستيم كه قله كناري زرين كوه (ماسه چال) مي باشد . از اينجا در روبروي ما كمي مايل به سمت چپ قله علم كوه و قلل اطراف آن در نزديكي قابل مشاهده است. در پشت سر ما نيز قله آزاد كوه در دوردست به وضوح قابل تشخيص مي باشد . بروي گردنه سرازير شده و از آنجا نيز تصميم مي گيريم كه در كاسه پاي آن گردنه فرود آمده تا شب را در آنجا سپري كنيم . چادر را در محلي مسطح در كنار برفچال كوچك پاي گردنه برپا مي كنيم و از آب نه چندان مطلوب آنجا براي مصرف امشب و ادامه مسير فردا استفاده مي كنيم .

 

روز يازدهم ( سه شنبه 28/5/87)   :

     بامداد امروز گوشي موبايل زنگ نمي زند و ما ساعت 00 :‌08 از خواب بيدار مي شويم ، يك و نيم ساعته صبحانه را صرف و كمپ را جمع مي كنيم . به گردنه اي كه شب را زير آن سپري كرده بوديم برگشته و مسير را از يال سنگي زرين كوه به سمت قله ادامه مي دهيم . ساعت 00 : 12 مي باشد و ما روي قله ايستاده ايم. هنوز ما فكر مي كنيم روي لشگرك هستيم و من فكر مي كنم دره عميقي كه روبروي ما وجود دارد حصارچال است. شهرام كمي شك دارد اما متأسفانه توجهي نمي كنيم و مسير را به خيال خودمان از گردنه بعدي روبه حصارچال منحرف مي كنيم . در واقع قله اي كه هم اكنون بر روي آن ايستاده بوديم زرين كوه بود و امتداد خط الراس آن بعد از عبور از چندين قله به لشگرك مي رسيد . از مسير پا كوبي كه با شيب نسبتاً زيادي به دره دلير سرازير مي شد به سمت پايين ارتفاع را كم مي كنيم . در ميان راه بارش كوتاه رگباري از منطقه عبور مي كند كه تأثيري بر روند اجراي برنامه ما نمي گذارد . همچنان ادامه مي دهيم ، دره عميق است و در ميان راه با يك جوان از اهالي روستاي دلير برخورد مي كنيم . از او در مورد منطقه سؤال مي كنيم و او شك ما را به يقين تبديل مي كند كه ما اشتباه فرود آمده ايم . كار از كار گذشته است و فكر اينكه دوباره به روي خط الراس برگرديم و ادامه مسير به سمت لشگرك ها را ادامه دهيم بايد از سر بيرون كرد ، چرا كه در اين مدت حدود 2000 متر ارتفاع كم كرده ايم . چاره اي نيست ، سرازير شده تا شب را در دره عميق روستاي دلير چند كيلومتري بالاتر از خود روستا در كنار رودخانه سپري نماييم . ارتفاع در اين محل حدود 2200 متر است . تقريباً هيچ گونه مسير نرمال كوهنوردي از اين دره براي صعود قله علم كوه وجود ندارد ، اما برنامه ما روي آن قله به اتمام مي رسد . خسته و ناراحتيم ، اميد خود را از دست نداده و تصميم مي گيريم در كف دره چادر را برپا كنيم تا راه حلي براي ادامه برنامه بيانديشيم . پس از مشورت  برنامه از اين قرار شد كه : فردا حميد و شهرام به سمت قله علم كوه كه فاصله اي حدود 2 روز  با ما دارد را سرعتي و سبك به صورت يكروزه طي كرده و پس از صعود به قله علم كوه مجدداً مسير بازگشت را تا كمپ در پيش بگيرند . با همين نقشه و برنامه شب هنگام كوله بار سبك حمله فردا را بسته و به اميد فردايي موفق به كيسه خوابها مي رويم.

 

 روز دوازدهم ( چهار شنبه 29/5/87)   :

    به خاطر برنامه سنگين و سرعتي امروز ، ساعت 00 : 05 بامداد بيدار مي شويم . يك ساعت بعد پس از آماده شدن و صرف صبحانه حمله حميد و شهرام به سمت علم كوه آغاز مي گردد . و برنامه آنها از اين قرار مي شود كه :

    به صورت كاملاً سرعتي و با كمترين توقفهاي ممكن از مسير دره دلير حركت را ادامه داده و در انتها به دليل صخره اي شدن امتداد دره مسير را به سمت آبراهه اي كه در سمت راست وجود داشت منحرف مي كنيم . كمي بالاتر از آبراهه جداشده و به يال كنار آن كه شيب بسيار تندي داشت مي رويم . در نهايت اين يال  به گردنه اي منتهي مي شود كه از آنجا چادرهايي به چشم مي خورد كه در حصار چال بنا شده اند . ساعت 10 : 11 مي باشد ، سريعاً سرازير شده و به سمت حصارچال مسير را ادامه مي دهيم . نيم ساعت ديگر در حصار چال هستيم . اندكي توقف كرده و چاي را مهمان كوهنوردان سرخسي مي شويم . قسمت اصلي كار هنوز باقي مانده و فرصت زيادي نداريم . حركت را مجدداً با سرعت آغاز مي كنيم و از مسير پا كوب به سمت قله علم ادامه مي دهيم . در بين را از چندين گروه سبقت مي گيريم و نهايتاً ساعت 20 : 14 مي باشد كه به قله علم كوه مي رسيم . مسير حصار چال تا قله را در مدت 2 ساعت و بيست دقيقه طي كرده ايم . اندكي در قله توقف مي كنيم و توسط بچه هاي كوهنورد تهراني پذيرايي مختصري مي شويم . چند عكس مي اندازيم و بايد سريعاً راهي مسير بازگشت شويم . در ميان راه گروه هايي كه از آنها سبقت گرفته بوديم را ديديم كه هنوز مسير را به سمت قله ادامه مي دادند. اينبار نيز با سرعتي زياد و با كمترين توقف از همان مسير رفت به سمت كمپ و دره دلير سرازير مي شويم . نهايتا ً ساعت 20 : 19 مي باشد كه به كمپ باز مي گرديم . كار ما به اتمام رسيده است و فردا مي بايست از منطقه جدا و به زندگي شهري بازگرديم.

 

روز آخر ( پنج شنبه 30/5/87)    :

   فقط بيدار مي شويم و كمپ را جمع آوري كرده و راهي روستاي دلير مي شويم ،‌ دركمتر از دو ساعت به روستا رسيده و تا زماني كه نيسان به سمت چالوس راهي شود در سوپر ماركت روستا دلي از عزا در مي آوريم . سپس سورا پشت نيسان شده و از جاده زيباي اين روستا كه از اليت عبور مي كند و در انتها به جاده چالوس مي پيوندد به سمت چالوس سرازير مي شويم . .....

 

هزينه ي كرايه ها:

كرايه زنجان تا تهران :‌                                             نفري 000 /35 ريال با اتوبوس

كرايه ترمينال غرب به شرق :                                    دربست 000/8 ريال با سوراي

كرايه تهران تا پلور :                                               نفري 000 /35 ريال با اتوبوس

كرايه پلور تا گردنه سرداغ :‌                                       دربست 000/700 ريال با وانت پيكان

كرايه دلير تا چالوس :                                             نفري 000/25 ريال با نيسان

كرايه تاكسي چالوس تا خطي هاي تهران :                  دربست 000/15 ريال با سوراي

كرايه خطي چالوس _ تهران :                                  نفري 000/100 ريال با سواري

كرايه اتوبوس تهران تا زنجان:                                    نفري 000/35 ريال با اتوبوس

كرايه ترمينال تا منزل در زنجان :‌                               دربست 000/15 ريال با سوراي

 

     توضيحاتي در مورد گزارش :

_ كليه ارتفاعات ثبت شده در گزارش بر اساس نقشه البرز مركزي علي مقيم مي باشد و در حالي كه ارتفاعات نقاط ثبت شده در GPS تا حدودي متفاوت با آن مي باشد .

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 16:10  توسط میثم آرامیده  |