|
|
|
|
|
نكاتي در مورد برنامه كوهنوردي در فصل تابستان گرمازدگي و گزيدگي توسط جانوران موزي موضوعاتي است كه در ادامه مطلب مشروحاً به آن اشاره شده ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 12:5 توسط میثم آرامیده
|
|
||
|
|
|
|
|
مختصری از اوضاع سنگنوردی استان زنجان بد نيست بعد از اين مدت کم کاری اشاره اي هم به سنگنوردي زنجان داشته باشم . ديواره سنگنوردي ورزشگاه انقلاب زنجان با پيگيري و زحمات سيد حميد صديقيان مربي این شهر و توجه مسئولین هیئت و تربیت بدنی استان در اين مدت پيشرفت خوبي داشته و محيط بسيار مناسب براي تمرينات تيم را فراهم كرده است . تمرینات خوب سنگنوردان زنجان در این محیط مناسب موجب شد نتيجه خوبی نصیب ورزش سنگنوردی این استان گردد و آن پيوستن دو نفر از سنگنوردان شهرمان به تيم ملي مي باشد : داوود ركابي قهرمان ايران در رشته سختي مسير (سنگنورد جوان و با سابقه قهرماني طولاني در سطح آسیا و كشور) و محمد حسام باقري مقام اول كشور در رشته سرعتي (سنگنورد نوجوان و پر استعداد شهر زنجان) . اما پتانسيل سنگنوردي سالني زنجان فقط محدود به اين دو نيست . ديگر قهرمانان خوب كه اميدهاي سنگنوردي زنجان هستند و سابقه کسب چندين مدال رنگارنگ را نيز در ساير مسابقات كشوري دارند ، در انتظار درخشش در مسابقات آتي مي باشند. (حميدرضا منتجبي ـ وحيد رضايي _ محمود عزيزي _ مهدی دهزادی _ محمود خاتمي _ محسن محمودي _ حامد جعفري _ صادق يوسفي ديگر سنگنوردان جوان از جمله اميدهاي اين ورزش در زنجان هستند ). سنگنوردی استان ما همچون سایر ورزشهای افتخار آمیز استان قابل سرمایه گذاری و توجه می باشد . امیدواریم با عنایت و رسیدگی بیش از پیش مسئولین در راستای پیشرفت این ورزش گامهای بلندتر و استوارتری برداشته شود . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 11:52 توسط میثم آرامیده
|
|
||
|
|
|
|
|
نزديكي نيم ساعته زنجان به طارم در ازاي تخريب طبيعت چندصدساله !!! گزارشي از نابودي دره گمان – شيرمشه : تقريباً تمامي طبيعت دوستدان و كوهنوردان زنجاني و خيلي ديگر از طبيعت گردان نقاط مختلف ايران با خطه زيبا و بكر طارم عليا و سفلي آشنا هستند . طارم عليا كه در حوزه استان زنجان واقع شده است به هندوستان ايران نيز معروف مي باشد . جا دارد مختصري در مورد موقعيت و شرايط اقليمي اين سرزمين رويايي اشاره كنم : شهرستان طارم زنجان در شمال اين استان واقع شده است. رودخانه معروف و بلند قزل اوزن نيز پس از عبور از استان آذر بايجان شرقي دوباره دور زده و وارد اين استان و خطه طارم مي شود . ارتفاع شهرستان طارم به طور متوسط از سطح دريا 600 الي 800 متر مي باشد و اين در حالي است كه در كف دشتي كم عرض و ناهموار واقع شده كه از شمال و جنوب در محاصره رشته كوه هايي مرتفع مي باشد. همين امر موجب شده تا ناپايداري هاي جوي و بارش زايي كه وارد اين منطقه مي شوند در محاصره اين كوهستان قرار گرفته و بارش هاي خوبي را در اين دشت حاصلخيز سرازير كنند . به دليل عبور رودخانه قزل اوزن از اين خطه و ارتفاع نسبتاً پايين آن و نيز شرايط جوي خاصي كه به آن اشاره شد ، شرايط اقليمي طارم نسبت به ديگر مناطق استان متمايز مي باشد ، برخلاف بقيه نواحي استان كه داراي سرزميني مرتفع و سردسيري مي باشد اين خطه نيمه گرمسيري و شرجي به حساب مي آيد . بايد اشاره شود كه وجود خاكي بسيار حاصلخيز و شرايط مناسب جوي و اقليم خاص اين ناحيه باعث شده كه بركات زيادي براي اهالي آن منطقه و در عين حال مناظر زيبا و بكري در دره ها و كوهستان آن براي طبيعت دوستان وجود داشته باشد . يكي از مسيرهاي گلگشت زيبايي كه از كوهستان شمال شهر زنجان به دشت طارم سرازير مي شود مسير گمان _ شيرمشه مي باشد. اين مسير زيبا در امتداد دره ي بكري قرار دارد كه از گردنه آق گديگ در شمال شرقي روستاي تهم آغاز شده و پس از عبور از روستاي گمان (Gouman) و روستاي شيرمشه (shirmasha) نهايتاً به روستاي ايج (Eij) تقريباً در كف دشت طارم منتهي مي شود . اين مسير سرشناس را اغلب طبيعت گردان زنجاني طي كرده اند و از طبيعت زيبا و در عين حال بكر و وحشي آن لذت برده اند . گروه ما نيز هر ساله برنامه اي براي استفاده از طبيعت زيباي اين منطقه اجرا مي كند .
ظهر روز دوشنبه 23 ارديبهشت امسال به منطقه رفته و با صحنه اي غريب در اين دره مواجه مي شويم . صحنه اي دل خراش كه قلم را وادار مي كند تا به نگارش نچندان مؤثر در مورد روند فعلي بپردازد . تخريب باور نكردني طبيعت بكر چندصد ساله به بهانه كشيدن جاده اي در سينه كوهاي سمت غرب دره و همچنين تا حدودي به دليل كشيدن خط لوله گاز درسينه كوههاي سمت شرق دره ! سال گذشته نيز در اين مورد وبه دليل انداختن لاستيك ماشينهاي سنگين سازمان جهاد نصر زنجان و تخريب مناظر و محيط زيست منطقه اشاره اي از اعمال تغييرات نا خوشايند در منطقه شده بود ولي امسال منظره اي غير قابل توصيف و باورنكردني ديگر به چشم مي خورد . به روستاي گمان كه مي رسيم ، كمي بالاتر باغهاي گردو و گيلاس اين روستا به طرز فجيعي نابود شده است كه به دليل سقوط سنگهاي چند تني توسط انفجارهاي عمليات جاده كشي به اين روز افتاده است. شب را در روستا مي مانيم و صبح روز بعد وسايل را در كلبه اي گذاشته و به سمت روستاي شيرمشه سرازير مي شويم . يك ساعتي از روستا دور نمي شويم كه ديگر طاغت ديدن اين مناظر را نداريم ، گويا زلزله اي با قدرت هرچه تمام تر منطقه را به هم ريخته . درختان در جاي جاي مسير ناپديد شده اند و فقط تنه شكسته و خرد شده آنها از لاي سنگهاي بزرگ پرت شده بيرون زده . مسير رودخانه در قسمتهايي از امتداد خود ناپديد شده و فقط صداي آن از زير سنگهاي چند تني روي هم انباشته شده قابل شنيدن است . سايه درختان جاي خود را به سايه گرد و غبار عمليات جاده كشي داده است و صداي پرندگان نيزجاي خود را به صداي جير و جير زنجير بولدزرهايي داده است كه سينه طبيعت چند صد ساله را به خاطر نيم ساعت نزديك تر شدن مسيرمان به طارم مي خراشد . صحنه اي فجيع كه نقاش آن دل بي رحم بشرماشيني و ناظر آن دل زخم خورده طبيعت دوستان مي باشد. ديگر حوصله ادامه مسير را به سمت پايين دره و روستاي شيرمشه نداريم. صداي بولدزرها را همه مي شنويم اما انگار صداي ديگري از پس آن به گوش مي رسد كه بچه ها را مسر كرده تا به بالاي كوه بروند . صدايي كه بايد با چشم بشنويم و آن صداي ناله طبيعت است كه هر كسي نمي شنود . بالا مي رويم تا به چشم خود شاهد بي رحمي هم نوعانمان باشيم . تا لااقل براي ابراز اعتراض بي تأثيري هم كه شده جلو رفته باشيم تا حداقل كمي به خود آرامش داده باشيم. همانند اعتراضات بي پاسخ و بي فايده ديگر در غبال نابودي نقاط ديگر...
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 12:53 توسط میثم آرامیده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ، هرچند كه وبلاگ گروه ما آش دهن سوزي نسيت اما مدت زيادي بود كه آپديت نمي شد . دليل مهم اين قضيه اين بود كه اداره كردن اين وبلاگ اكثراً به عهده من بود و نظر برقراري آن نيز از طرف خودم بود . حالا چون سرباز بودم 18 ماهي شد كه وقت و حوصله اي براي رسيدگي نداشتم. بچه ها هم كه اشتياق چنداني به انجام اين چنين امور نداشتند . خلاصه سربازي تموم شد و بالاخره تصميم گرفتم كه مجدداً يه فعاليتي آغاز كنم . البته باز هم نياز به كمي وقت هست كه بتونم مطالب يا اخبار بدرد بخوري ارائه بدم.
در اين مدت سربازي چيزايي تجربه كردم كه بد نيست خارج از گود ورزشي براي اونايي كه سربازي نرفتند و مي خوان برن مثل ( فرشاد) اشاره اي به چند مهم بكنم :
1_ اصلاً ترسناك نيست .
2_ خيليا مي رن و وقتي بر مي گردن چاق تر هم مي شن.
3_ آموزشي از خدمت در يگان سخت تره اما دوره اي جذاب و بياد ماندني تره.
3_ بعد از آموزشي شانس تاثير گذارترين عامل راحتي يا سختي خدمت است . كه من خوش شانس بودم و جاي خوبي خدمت كردم.
4_ اگر بدشانس هستيد ناراحت نباشيد چون فاكتور بعدي چرب زباني در مقابل فرماندهان سختگير است و اينكه چطوري به قلبشون نفوذ كنيد . البته در مواردي اين نفوذ به سختي صعود از يك مسير 5.15 همت مي خواد.
5_ كلا خدمت شتري است كه جلوي در خونه هر پسري مي خوابه و بايد اين دوره را سپري كرد (البته به استثناي شير پسراني كه بالاخره به خاطر داشتن يك سري شرايط خاص از سعادت حضور در اين دوره معاف مي شوند )
6_ اصلا به متلك رفيقاتون كه بهتون مي گن آشخور توجه نكنيد . چرا كه تنها غذايي كه در اين دوره نخواهيد خورد آشه و حسرت يه قاشق آش تو دلتون مي مونه .
7_ قبل از اينكه به خدمت بريد معده خودتون رو براي مواجهه با شرايط خاص تقويت كنيد . (دمپايي ابري (( كتلت)) _ خورش وحشت _ خورش جزيره _ چرت و پرت پلو _ ساچمه پلو و ... )
8_ درضمن مهم ترين نكته كه مخصوص كوهنورداست : فكر نكن چون كوهنوردي و شرايط سختي رو تو برنامه هاي مختلف متحمل شدي پس خدمت واست راحته ، كور خوندي برعكس چون كوهنوردي و اهل آزادي هستي خدمت واست سخت تر مي شه .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 12:40 توسط میثم آرامیده
|
|
||